♫♫♫ قند عسل ♫♫♫
خاطرات من و درسا
تاريخ : يکشنبه 18 دی 1390 | نویسنده : مریم
بازدید : مرتبه

سلام عزیز دلم

اینم از بنر وبلاگت،من خیلی دوسش دارم،امیدوارم تو هم بعدا خوشت بیاد

هر کسی هم دوست داشت میتونه تو وبلاگش بذاره

خوشحال میشم



کد بنر:<center>
<embed src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/v2cnr3o4tkkveln3drka.swf" quality="high" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="120" height="240" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" allowScriptAccess="always"></embed>
<br><a href="http://www.baner-logo.blogfa.com/" target="_blank" title=""><font size="1"><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-weight: bold;">کد بنر</span></font></a></center>




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 25 اسفند 1392 | نویسنده : مریم
بازدید : 71 مرتبه

سلام عشق من

همش میام و میگم که ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم و

دیگه تکرار نمیشه ، اما بازم میرم و ...

تو این چند وقت خیلی اتفاق ها افتاد که الان برات میگم

اول اینکه تولدت هم تو خونه و هم تو مهد کودک عالی عاااااااااااااااااالی

بود تو پست بعدی همه عکسها رو برات میذارم

تو مهد کودک تولدت 14 مهر و تو خونه 18 مهر بود

10 آبان هم تولد  2 سالگی تینا بود

بعدشم که محرم و صفر بود و بعد از محرم بردمت آتلیه

و عکسهای 4 سالگیتو انداختی

1392/11/11 هم عروسی عمو ایمان و خاله فروغ بود

1392/11/25 هم رفتیم خواستگاری خاله صبا برای عمو احسان

1392/12/16 هم مراسم عقد عمو احسان اینا بود 

1392/12/16 هم جشن نوروز شما بود که شما هم تو جشن بودی

و 4 تا نمایش اجرا کردی ، که تو سومین نمایشت از اون بالا

منو نگاه کردی و یه دفعه بغض کردی و زدی زیر گریه

و اومدیپیش من و گفتی ذلم برات تنگ شده

بود ، بعد از جشن هم برات یه جایزه خریدم

و بهت دادم ، از این ماهی هایی که

با قلاب میگیریشون

 وبهترین خبر اینکه 1392/12/5 ما خونه خریدیم 

اینا رو یادم رفته بود بگم

1392.11.5 مراسم عقد عمو ایمان بود

1392.11.3 مراسم عروسی بهنام و حدیث بود 

شب یلدا هم خونه مامان جی بودیم و کلییییییییییی خوش گذشت

تو این برفی هم که اومد شما کلی برف بازی کردی

تو این پائیز و زمستون هم ، از این 6 ماه 5

ماهشو سرما خورده بودی

1392.9.8 هم سالگرد عروسی من و بابا

علی بود که رفتیم سرزمین

عجایب و شما خوش

گذروندید

شمال هم رفتیم با خاله کتی و عمو علی که

اونم حسااااااااابی خوش گذشت  



موضوع :
تاريخ : شنبه 13 مهر 1392 | نویسنده : مریم
بازدید : 312 مرتبه

شکلکهای جالب و متنوع آروین

سلام عزیز دل مریم 

چه زود گذشت این 4 سال و چه زود گلم بزرگ شد

امسال تصمیم گرفتم دو تا تولد برات بگیرم ، یکی تو خونه و اون یکی تو مهد کودک ، آخه همش میگی میخوام تولدم تو مهد کودک باشه ، برای همین 14 میخوام برات تو مهد کودک تولد بگیرم

 

تو این روز طلایی

تو اومدی به دنیا

وجود پاکت اومد

تو جمع و خلوت ما

تو تقویما نوشتیم

تو این روز و تو این ماه...

 از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا!

ziba

شکلک های رمیــ ـنآ تولدت مبارک ماه قشنگ من شکلک های رمیــ ـنآ



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | نویسنده : مریم
بازدید : 403 مرتبه

 سلام عشق مریم 

درسا پارسال 91/6/12 بود که بردمت مهد کودک ، از اون موقع تا الان خیلی

چیزهای خوب یاد گرفتی، شعر هاتو برات مینویسم تا بعدا یادت بمونه

،همون جوری که تو دفترت برات نوشتن


ما کودکانیم ، شیرین زبانیم

مانند بلبل آواز میخوانیم

در مهد کودک ، شادیم و خندان

چون گل که دارد ، جا در گلستان

رفتار ما خوب ، گفتار ما خوب

باشد همیشه ، هر کار ما خوب

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ 91/7/15  شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

 



ادامه مطلب...

موضوع : درسا و شعر های مهد کودک
تاريخ : دوشنبه 7 مرداد 1392 | نویسنده : مریم
بازدید : 437 مرتبه

سلام عروسک من

اینم چند تا عکس از این مدت که نبودیم



ادامه مطلب...

موضوع : عکس های درسا
تاريخ : يکشنبه 6 مرداد 1392 | نویسنده : مریم
بازدید : 238 مرتبه

 سلام عشق من    ziba

کوچولوی من   ziba

میخوام یه ذره از کارات برات بگم که چه کارا میکنی و چه حرفها که نمیزنی

چند وقت پیش بردمت با ایلییا (دوست مهد کودکت) پارک ، رفتی سمت

قفس خرگوشها و با هاشون بازی کردی ، من فکر میکردم میترسی

اما دیدم نه ، ولت میکردم خونه هم می آوردیشون ، از اون روز

تا حالا هم همش میگی مامان برام یه حیوون بخر تو خونه

باهاش بازی کنم ، میگی خرگوش یا سگ یا

جوجه برات بخرم

 



ادامه مطلب...

موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 43 صفحه بعد