عشق مامان مریم ، درسا عشق مامان مریم ، درسا ، تا این لحظه: 17 سال و 16 روز سن داره

♫♫♫ قند عسل ♫♫♫

آتلیه

  سلاین گوگولی من    دیروز 90/7/26 بود ، منم زقت گرفته بودم تا تو رو ببرم آتلیه ، ساعت 11 صبح من و تو کتی رفتیم        وااااااااااااااااااااااااااای ، اگه بدونی چه عکسهای نازی ازت گرفتن     وااااااااااااااااااااااااای ، اگه بدونی چقدر اذیت کردی ، البته حق داشتی ، خب همیشه تا ساعت 1 ظهر میخوابی اما از شانس من اون روز برای اولین بار ساعت 7 صبح بیدار شدی ساعت 11 تو آتلیه بودیم و ساعت 3 اومدیم بیرون ، هنوز عکسهات آماده نشده که برم بگیرم ، به محض ...
27 مهر 1390

درسا جونم

        سلام عزيزم عشقم ، نفسم                           ديگه  براي خودت خانمي شدي ها ، همه كلمه ها رو دست و پا شكسته  ميگي و اينقدر بامزه ميگي كه كار من تو خونه شده اين كه بهت بگم چي  بگي و تو هم تكرار كني                                      &nb...
24 شهريور 1390

شير خشك تعطيل شد

               سلاين عزيز دل من سلاين نخودچي من سلاين ستاره من                                             امروز يكشنبه ست ، من از دوشنبه هفته پيش بهت شير خشك ندادم   الهي من قربونت برم كه اصلا گزيه نكردي و بهونه شيشه رو نگرفتي ،اولش  خيلي ميترسيدم از  شير بگيرمت ، آخه همه ميگفتن خيلي سخته ، بچه خيلي ضربه م...
6 شهريور 1390

عکسهای داغ داغ

سلااااااااااااااام عشق من هورااااااااااااا ، بالاخره موفق شدم اینجا از حموم اومدی ، داری فرار میکنی که لباس تنت نکنم قربونت برم با اون موهای خیست و حوله ات  الهی من قربونت بشم اینجا هم کلاه عروسکتو گذاشتی سرت قربون اون خنده هات ، عزیزم میشه بگی داری به چی فکر میکنی؟ فدای اون تییت بشم من الهی من قربون اون اخمت برم   ...
3 شهريور 1390

كمكككككككككك

              سلام   جون من يكي به من بگه چرا عكسهاي درسا تو ني ني وبلاگ آپلود نميشه؟ اينم بگم كه حجم عكسهاشم كم كردم ولي بازم نميشه    چي كار كنم؟              ...
31 مرداد 1390

دندون پزشكي

                    سلام نفس من زندگي من واقعا يه لحظه بدون تو نميتونم زندگي كنم چند وقت بود كه احساس ميكردم دندونت داره خراب ميشه براي همينم امروز بردمت دكتر تا دندوناتو نشون بدم... اول كه وارد مطب شديم خيلي خوشت اومد چون بچه گانه درستش كرده بودن  ،اما تا چشمت به دكتر افتاد با روپوش سفيدش ،شروع كردي به گريه كردن و  آقاي دكتر هم به من گفت من بشينم روي صندلي و تو رو بغلم بگيرم تا  دندوناتو ببينه و چشمت روز بد نبينه ، مطب رو گذاشتي رو سرت خلاصه بعد از معاينه ك...
31 مرداد 1390

يه مامان خوشحال

              سلام عزيزم ،نفس مريم   ببخشيد كه نتونستم تو اين چند وقت برات پست جديد بذارم ، ببخشيد قرار بود 4شهريور ني ني خاله هديه به دنيا بياد ، ولي دو هفته زودتر يعني  21 مرداد به دنيا اومد چون هديه كيسه آبش پاره شد ولي ني نيش زنده نموند  آخه مايع تو شكمش زيلد بود و دكتر احمقش نفهميده بود و به قلب دختر نازش  فشار آورده بود و قلبش بزرگ شده بود و وقتي به دنيا اومد بعد 6 روز مرد الهي براي هديه بميرم ،اگه بدوني چه حالي داشت و داره امروز رفتن تا سيسمونيشو جمع كنن ، خدايا به هديه صبر بده      ت...
29 مرداد 1390