عشق مامان مریم ، درسا عشق مامان مریم ، درسا ، تا این لحظه: 17 سال و 15 روز سن داره

♫♫♫ قند عسل ♫♫♫

تینــــــــــــــــا جونم

سلام دیروز 90/8/10 عمه مرجان ساعت 6 صبح رفت بیمارستان برای زایمان  من نتونستم برم پیشش آخه مامانم رفته مشهد و کسی نبود شما رو نگه داره،خاله کتی بود ولی یکی باید اونو نگه داره منم برای ساعت ملاقات رفتم و تو رو گذاشتم پیش کتی و مهدیه                       وااااااااااااااااااای ، یه نی نی خیلی بامزه   وزنش 2/750 و قدش 50 بود خیلی کوچولو بود  ...
11 آبان 1390

عکس

عاشقتم عزیزم   وااااااااااااااای ، چه انگوری میخوره درسا جونم دالتون کوچولو وارد میشود درسا و خواب درسا و تاب بازی ٥/٨/٩٠ پنج شنبه هنوز شوفاژ هارو روشن نکرده بودیم و تو هم به قول خودت گک(یخ)کرده بودی ٧/٨/٩٠ شنبه داشتیم میرفتیم خونه عزیز علی آخه تولدش بود ، عزیز تولدت مبارک بشقاب غذاتو گذاشتم جلوت و خودم رفتم سراغ کارام و یه دفعه اومدم دیدم عروسکتو گذاشتی رو بالش و داری بهش تند تند غذا میدی ...
10 آبان 1390

بدخوابی های درسا

  سلام جیگر طللا عمر من ، زندگی من ، الهی من قربون اون قیافه ات بشم نمیدونم چرا چند وقته که شبها خیلی بد میخوابی   اول که عادت کردی روی پاهای من بخوابی دوم اینکه بعد یک ساعت که روی پاهام تکونت دادم و برات لالائی خوندم تازه بلند میشد و میگی آب ، بعدش میگی نون و بعدش من خودمو میزنم به خواب و تو می آئی بالا سر من و هی میگی ایم   ایم (مریم) اگه جوابتو بدم که پرو میشی و میری همه چراغها رو روشم میکنی و اگه جوابتو ندم میشینی بالای سرم و اینقدر گریه میکنی که صدات میره تو مخم و مجبور میشم بهت بگم بلـــــــه   ...
7 آبان 1390

عمه مرجان

  درسا همین الان مامان علی زنگ زد و گفت که عمه مرجان رو بردن بیمارستان برای زایما ن   البته دکترش برای 20 آبان بهش وقت داده بود ولی الان دردش گرفته و بردنش بیمارستان ، دکترش گفته تا صبح باید بستری بشه اگه دردش بیشتر شد ، سزارین ولی اگه دردش نگرفت می آد خونه تا وقتش بشه واااااااااای درسا فکرشو بکن ، اونم دختره و قراره که اسمشو تینا بذارن وااااااااااااای ، من میشم زندایی و تو دختر دایی الهی قربونش بشم   ...
5 آبان 1390

خاطرات قدیم محال یادم بره

    سلام عزیز دلم دیشب داشتم به علی میگفتم ،اصلا باورم نمیشه که درسا دوسالشه انگار همین دیروز بود که بی بی چک خریدی و فهمیدم که حامله ام وااااااااااای ، چه روزهایی بود ، چقدر دلم میخواست زودتر ببینمت ، ببینم شکل کی هستی؟ اصلا دختری یا پسر؟ سه ماهه بودم که رفتم سونوگرافی  تا ببینم جنسیتت چیه؟ دکتره میخندید ولی بهم گفت 99درصد دختره من از روی استخون بندیش میگم ولی فعلا به کسی چیزی نگو ، با مامانم بودم ، از دکتر که اومدیم بیرون از خوشحالی زنگ زدیم به همه و همون جا به همه گفتیم که دختری آخه من عاشق دخترم الانم خیلی باهات حال میکنم...
5 آبان 1390

چقدر شیطونی

سلااااااااااام شانقولی من بچه ام جای دیگه پیدا نکرده بود، مجبور شد... درسا وقتی با مامانش قهر کرده ، ولی از لای دستاش داره منو نگاه میکنه ، ای ناقلا (وقتی موهاشو اتو کرده) کدوم مدل مو بیشتر به درسا میاد؟ یا فرفری اینو شناختید؟ ...
4 آبان 1390