بستنی قیفی

سلام عشق مریم

اون روز که رفته بودیم بیرون برای اولین بار دلمو زدم به دریا ![]()
و برات بستنی قیفی خریدم
(آخه من خیلی تو خوردن تو حساسم ،بدتر از اون روی لباسهای مهمونیت که لک روش نمونه)الهی من قربونت برم 
که اول که فقط نگاش میکردی
و بعد تا دیدی من و کتی و مهدیه و مامانی داریم میخوریم یه زبون زدی
و بعدش گفتی اووووووو ،زبونتو پاک کردی ،تا میومدی یه لیس بزنی بستنی
به دماغت میخورد وسریع خوردنو ول میکردی و دماغتو پاک میکردی ولی
بعدش بهت یاد دادم تا چجوری لیس بزنی و بخوری
واااااااااااااای که اگه بدونی چقدر خوشکل بستنی میخوردی ![]()
تا دم خونه سرگرم بودی و تا علی اومد خونه ،سریع رفتی پیششو و با زبون
خودت گفتی که بستنی خوردی...رفتی کنار علی و دستتو مشت کردی
لیس میزدی که میخواستی بگی بستنی خوردی...
الهی من قربونت برم خوشکل من...



بستنی قیفی
