عاشقتم

سلام عشق من
زندگی من
ای پدر سوخته قرتی

دلم میخواد فقط لهت کنم بس که شیرینی 
امروز علی ناهار نیومد خونه ما هم بعد از ظهر حاضر شدیم و رفتیم
خونه مامانی حالا بماند که تو راه پدر منو درآوردی حالا خوبه بزرگ
نشدی وگرنه من بدبخت بودم فقط کافی بود تا یه نفر نگات کنه مگه
دیگه ول کنش بودی اینقدر ناز و ادا براش درمیاوردی اگر منم
میخواستم ببرمت بهم اخم میکردی که بزارم بقیه کارتو بکنی بالاخره
با هزار بدبختی رسیدیم و تو رو گذاشتم اونجا و خودم رفتم بیرون کار
داشتم یه کاری کردم دری به بابا نگی ها چند روز پیش که دکتر رفته
بودم برای دستم دکتر بهم پماد و آمپول داد منم از ترسم
داروخانه نرفتم تا امروز که دیدم تنهام و رفتم تا داروهامو بگیرم و
دکتره هم گفتم آمپولو نده بهم حالا اونم اصرار که آمپولش خیلی
از بقیه داروهاست ببر و بزن ولی من نگرفتم و الکی هم به علی گفتم
که آمپولمو زدم اونم خوشحال شد و حالا قراره برام جایزه
هههههههههههه آخ جون کادوووووووووووووو
فرشته من تو که نمیخوای منو لو بدی

خیلخب هر وقت دستم خوب شد بهش میگم که نزدم
درسا خیلی دوست دارم دیوونه شدم از دست
بذار بهت بگم من چیکارت

همش گازت میگیرم(آخه خیلی خوشمزه ای)
همش لهت میکنم (ببخشید دیوونه نیستم ها دوست دارم


عاشقتم
