عشق مامان مریم ، درسا عشق مامان مریم ، درسا ، تا این لحظه: 17 سال و 11 روز سن داره

♫♫♫ قند عسل ♫♫♫

درسا و استامپ

1390/2/17 2:48
نویسنده : مریم
778 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام گل دخترم

                                                         

دیروز از صبح تا بعداز ظهر یه روز معمولی بود و من و تو حوصله مان سر رفته بود

 و تصمیم گرفتیم بریم بیرون و زنگ زدم به مامانی تا با اونا بریم و مامانی هم

گفت ساعت 5 سر قرار بیا و منم داشتم تند تند حاضر میشدم و یه دفعه

برگشتم دیدم

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 

                                     

 

از تو کشوی میز استامپ رو برداشتی و تمام صورتتو جوهری کردی ای خدا آخه

 اینو چیکارش کنم دیگه؟  از یه طرف عصبانی بودم ولی از طرف دیگه

 وقتی قیافتو میدیدم خنده ام میگرفت

وای تمام دندونهات ، صورتت ، دماغت و دستات همه سیاه بودن حالا

 میخواستیم بریم بیرون مگه این جوهرها پاک میشن

                                      

با شیر پاک کن کشیدم ،نشد با دستمال مرطوب کشیدم ،نشد ،با لیف

 کشیدم بازم یه ذره مونده بود و انگار که کتک خورده باشی و صورتت کبود

باشه همونجوری شده بودی اینقدر از دستت خندیدم که حد نداره

آخه خودت نمیدونستی چه بلائی سر خودت آوردی وقتی بهت گفتم چرا

به این روز در آوردی و جلوی آینه بردمت اینقدر ترسیده بودی

و همش به من میگفتی اوووووووووو اووووووووووو

الهی من قربون اون خرابکاریها ت برم شیطون من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان فرشته
16 اردیبهشت 90 18:27
سلام عزیزم
ههههههه مردم از خنده
قربون اوووووووو گفتنت برم درسا جونممممممم
بوسسسسسس


سلام گلم
میبینی ماهر روز یه بساط برای خودمون داریم...
مامان ماهان
17 اردیبهشت 90 18:49
الهی خیلی شیطونی


آره خیلی شیطونم جوری که مامانم کم آورده...