چهار شنبه سوری
سلام فینگیلی مریم عشقم امروز چهار شنبه سوری بود از صبح خبری نبود میخواستم برم بیرون برات ماهی بخرم اما میترسیدم گفتم ولش کن بابائی هم که ناهار نیومد بعد از ظهر داشتم باهات بازی میکردم که ...
نویسنده :
مریم
4:38


